<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>خوش و فارغ ز خرافات پریشان</title>
<link>https://x18.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 31 Jul 2026 18:55:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>11</title>
<link>https://x18.blogfa.com/post/11</link>
<description>نشد که اصلا بریم مریضی و سنگ کلیه الف و درگیرش بودیم چندروز دیگه هم سالگرد مامانشه. یکسال شد واقعا روزهای سختی بود و فک کنم یهو ارشد قبول شدن اون وسط براش مثل یه دریچه از نور بود که حالش رو تغییر بده و ذهنش مشغول بشه! چند روز پیش مستاجر کلید خونه رو بهم داد و گفت لطف خاله بود که این دوسال بهم خونه رو داد و تونستم خودم رو جمع و جور کنم. بعد داشتم به این فکر میکردم همچین لطفی در حق ما نشد در حالی که اون خونه برای ما بود در اصل!! حس دلخوری دارم بیشتر از این</description>
<pubDate>Fri, 31 Jul 2026 18:55:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>x18</dc:creator>
<guid>x18.blogfa.com/post/11</guid>
</item>
<item>
<title>10</title>
<link>https://x18.blogfa.com/post/10</link>
<description>باید بریم دنبال خرید توالت فرنگی و سرامیک ها اه به بزرگسالی چیه این دغدغه هااا ،واقعا کاش فقط دست منو میگرفتن و میبردن خونه جدید! ولی خب خرید مثلا میزصندلی اینارو دوس دارم. از اینکه دوباره یه خونه ی نو میچینم خوشحالم ولی ...</description>
<pubDate>Mon, 27 Jul 2026 16:51:45 +0330</pubDate>
<dc:creator>x18</dc:creator>
<guid>x18.blogfa.com/post/10</guid>
</item>
<item>
<title>9</title>
<link>https://x18.blogfa.com/post/9</link>
<description>اولین دوست پسری که داشتم تو اینستا ریکویست داده بود! داشتم برا بچه ها تعریف میکردم که بعد ۲۲ سال؟!!!! یکیشون گفت یعنی هنوز دوستت داره؟ راستش حس میکنم دوس داشتن معنی نداره تو این روابط بیشتر یه حس آشنایی و کنجکاوی وجود داره که ببینی الان چیکار میکنه کجاست به چیزایی که آرزوش رو داشت رسیده یا نه ؟ برا همین دوس داشتن نیست ... بعدش زدم بلاکش کردم بدون هیچ حرفی .واقعا نمیخواستم هیچ دری از اون گذشته رو باز کنم با وجودی که میدونم الف هیچوقت تو این چیزا دخالت</description>
<pubDate>Fri, 17 Jul 2026 15:26:29 +0330</pubDate>
<dc:creator>x18</dc:creator>
<guid>x18.blogfa.com/post/9</guid>
</item>
<item>
<title>8</title>
<link>https://x18.blogfa.com/post/8</link>
<description>امتحان هاش هنوز تموم نشده ولی خیلی براش خوشحالم این ارشد واقعا برا روحیه ش نیاز بود... و صاحب یه خونه بزرگ و پرنور شدم ....</description>
<pubDate>Sun, 12 Jul 2026 14:55:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>x18</dc:creator>
<guid>x18.blogfa.com/post/8</guid>
</item>
<item>
<title>7</title>
<link>https://x18.blogfa.com/post/7</link>
<description>هانی از آلمان اومد و سوغاتی هارو با پیک برام فرستاد کلا از آدم های زندگیم شانس آوردم ...</description>
<pubDate>Thu, 02 Jul 2026 19:30:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>x18</dc:creator>
<guid>x18.blogfa.com/post/7</guid>
</item>
<item>
<title>6</title>
<link>https://x18.blogfa.com/post/6</link>
<description>اون حالت بلاتکلیفی قبل شروع جدید رو دوس ندارم.همه چیز قراره تغییر کنه خونه شهر امکانات هرچیزی یه شروع دوباره و از صفر .... هم دلم میخواد هم شروع ترس داره.خب ولی از اون شهریور ۹۶ که کلید رو توی در چرخوندیم و اومدیم داخل این خونه سختتر نیست که!!</description>
<pubDate>Tue, 30 Jun 2026 19:11:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>x18</dc:creator>
<guid>x18.blogfa.com/post/6</guid>
</item>
<item>
<title>5</title>
<link>https://x18.blogfa.com/post/5</link>
<description>دقیقا از فردای پست قبلی جنگ شد و اینترنت قطع. خواب بودم که با صدای پیام بیدار شدم جنگه بیدار شو! سریع پوشیدم و رفتم یه سری چیزا بخرم بچه های گریون وسط خیابون ...صف های شلوغ نانوایی و عابر بانک... ترافیک عجیب و قیافه های ترسیده دنبال بچه هاشون ... چه روزهایی رو گذروندم ....</description>
<pubDate>Wed, 17 Jun 2026 18:49:41 +0330</pubDate>
<dc:creator>x18</dc:creator>
<guid>x18.blogfa.com/post/5</guid>
</item>
<item>
<title>4</title>
<link>https://x18.blogfa.com/post/4</link>
<description>این چرا هرچی سبیل خارج از کشور رو دور خودش جمع کرده؟ - شام دعوتش کرده بودم و اگه جنگ نشه میره تا دوهفته دیگه اعصاب آدمای جوگیر و هیجانی رو ندارم!!</description>
<pubDate>Fri, 27 Feb 2026 20:11:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>x18</dc:creator>
<guid>x18.blogfa.com/post/4</guid>
</item>
<item>
<title>3</title>
<link>https://x18.blogfa.com/post/3</link>
<description>دیشب نخوابیدم تقصیر خودم بود هی بیدار موندم و صفحه هارو بالا پایین کردم و تهش به نظر یکی گیر دادم!واقعا یه جوری هم حرف میزد انگار از من کرد بیشتر اطلاعات داره راجع به کردستان ... امروزم همینجوری داره تیکه میندازه و جالب اینه که به یه ورمم نیست :)) تازه به یکی دیگه از بچه ها هم پریدم و هی خواست از در صلح وارد شه در رو بستم! حوصله ی آدم های سطحی رو ندارم! یه سری چیزها خریدم و خوشحالم به خاطر خریدشون نه خوشحال از داشتن خوشحال از اون چیدمانی که تو ذهنمه و هی</description>
<pubDate>Thu, 26 Feb 2026 19:20:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>x18</dc:creator>
<guid>x18.blogfa.com/post/3</guid>
</item>
<item>
<title>2</title>
<link>https://x18.blogfa.com/post/2</link>
<description>آخرین سفر شاه هم تموم شد دیکتاتوری که خونریز نبود روند داستان طوریه که به خودت میای و میبینی دلت براش میسوزه! کلا از اون خونواده فقط از فرح خوشم میاد... آیشمن در اورشلیم کتاب بعدیه. فردا باید تابلو رو بالاخره به یه جاهایی برسونم میخوام قبل عید آماده بشه فقط تو انتخاب رنگ گل ها موندم...</description>
<pubDate>Wed, 25 Feb 2026 14:52:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>x18</dc:creator>
<guid>x18.blogfa.com/post/2</guid>
</item>
</channel>
</rss>
